فصل پنجم
...
هرچند دانشگاه آکسفورد اتهام! دادن مدرک دکترا به کردان را تکذیب کرد، واژه "کردان" به دیکشنری آکسفورد راه پیدا کرد - Kordanize /'kərdənaiz/ (v.) [past tense: Kordanized / past participle: Kordanized ] (1): To get Ph.D without having B.Sc. - Kordanification( n.) (1): The process of receiving fake degree, especially from a prestigious university (e.g. Oxford ) (2): The relationship between happiness and telling a big lie. (3): A method in order to gain Self confidence. - Kordanism(n. ) (1): The philosophy and strategy of telling lie to a large group of people (e.g. a nation) (2): A psychological method for deceiving people and laughing simultaneously. - Kordanic(adj. ) (1): Happy - Kordanicly(adv. ) (1): In a Kordanic manner. --------------------------------------------------------------- پ.ن : ارائه این پست صرفا جنبه علمی داشته و هر گونه برداشت دیگری از آن پیگرد قانونی خواهد داشت...!!! (من خودم به عنوان یه واژه جدید که به درد کنکورم می خوره حفظش کردم، شما هم همینکارو بکنید غرق سودای سکون، مرزهای شکن زلف تو را پیمودم غافل از زمزمه باد بهار، موسم گل به سر باغ خدا، محض رقصیدن یک برگ هوا را چیدم! من نمی فهمیدم! باغ ها را چه شدست؟ برگ ها را چه شدست؟ چیست این همهمه ساکت باد؟! من چرا هستم و نه؟! به کجا می رود این رود پر از جوش و خروش؟ سهم ماهی ها چیست؟ من نمی فهمیدم! این همه رنگ ... نمی فهمیدم این همه گل که نمی بوییدم... محو اندیشه باران، نم اشک شبنم، من نمی فهمیدم! وقت فریاد خدا خواهی بغض یا که وقت گفتن من صدایم لرزید! من نمی دانستم، من نمی فهمیدم! . . . . . . تو اگر دانستی، که چه خوب! و اگر نه، که خدا می داند!!! خب قبل از هر چیز خیر مقدم می گم ورود دوباره خودم رو به بلاگفا داشتم دق می کردم تو این مدت که چیزی نمی نوشتم. این یه شروع دوبارست. البته دقیق ترش می شه سه باره! سوء تفاهم نشه، هنوز خبری از تغییر فصل نیست. من به پیشواز فصل پنجم اومدم. وقتی که از راه برسه، عنوان وبلاگ از "سلوک" به "فصل پنجم" تغییر پیدا می کنه. امروز برای ورود به فصل پنجم ثبت نام کردم، بهمن ماه آزمون می دم و ایشالا تا مهر آینده رسما وارد فصل پنجم خواهم شد!!! به همین راحتی!!! ( نمی دونم چرا بعضیا اینقدر سخت می گیرن همه چیزو خب در آخر هم امیدوارم که این فضا متفاوت باشه با وبلاگای قبلیم، و امیدوارم که دوستای خوبم مثل همیشه بهم کمک کنن تو نوشتن و تو بقیه موارد... و من ا... توفیق!
(2): To become an important person (e.g. minister) by presenting fake certificate or documents.
(2): Self Confident
(3): Relaxed
)
![]()
)
| Design By : Night Skin |


